تبليغاتX
خوابگاه این وری
سه شنبه 28 شهریور1385
سلام

روز شکوفه ها رو به همه مخصوصا ۸۵ ها تبریک میگم ....

این روزا خوابگاه این وری یه حال و هوای دیگه ای داره !!!! اصلا هم جاتون خالی نیست ....همه در حال اساس کشی هستن ...اتاق نو ... هم اتاقی های نو...و مثل همیشه تصمیم کبری مبنی بر اینکه :این ترم خوب درس میخونم ... 

من واقعا نمیدونم چرا چند تا کارگر نمیارن ... آخه این همه کتاب ... این همه وسیله ... خدا صبر بده به اونایی که تازه اومدن تو این خراب شده ...

ولی خدایی همه سختی های خوابگاه شیرینی خاص خودشو داره ... آدمو آدم میکنه ... همونطوری که سربازی پسرا رو آدم میکنه ....(البته که خیلی بهتر از سربازیه ...)

امروز ۸۵ ها هم اومدن ... بچه جقله ها !!!! فکر میکنن بعد از گذشتن از ۷ خوان  رستم وارد بهشت علم و صنعت شدن .... خدا به اینا هم صبر جزیل(نمی دونم املاش درسته ) بده....

والا روز اولی که ما اومدیم یادمه یا شام نخوردیم یا نیمرو خوردیم ... ولی به ۸۵ ها چلوکباب با دوغ دادن !!! اصلا انگار نه انگار که ما هم آدمیم ... اینم از عدالت علم و صنعت ...

امسال خوابگاه خیلی تغییر کرده .... حصار آهنی خوابگاه آجری شده ...بغل نگهبانی یه سوییت برا مهمان ساختن ... بلوک ۷ که صورتی بود استخونی شده ... بلوک ۹ هم که کلی تروتمیز شده ...

منم امروز اساس کشی کردم ...جاتون خالی نبود .... ولی اگه خدا توفیق بده و به اکیپ سنواتی ها رستگار نشم  آخرین اساس کشی بود....

به امید اینکه روزی اتاق ها ی خوابگاه این وری (فقط این وری )کم جمعیت بشن ...

فعلا...

  

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:30  توسط چاق++  | 

~ ~ ~
پنجشنبه 9 شهریور1385
بازم تولده. آمنه فروزنده هم متولد شد! مبارک باشه آمی جون

چقدر این هفته تولد داشتیم، چقدر ما خوشبختیم  ولی خوشبخت تر بودیم اگه این نامردا جدا تولد می گرفتن و ما دو بار کیک می خوردیم  

خوب بروبچ، وقتشه که به اطلاع عموم ملت خوابگاهی این وری برسونم که عصر امروز لیلا و آمنه پولاشونو رو هم گذاشتن و واسمون مهمونی گرفتن   برای ورود به جشن ارائه ی کارت خوابگاه (واسه اسکان تابستون ها!) الزامی می باشد. اگر داشتید و ارائه ندادید خدا ازتون نگذره اما اگه نداشتید که ارائه بدید یا یه ضامن معتبر دست و پا کنید، یا برگه ی مهمان رو کنید. حضور خانم ها پورتوکل، نقوی، پوربخش، رجبی ممنوع می باشد.  

در ضمن در صورت استطاعت (درست نوشتم؟) مالی انواع موسیقی بزن و بکوب و برقص () همراه داشته باشید آخه اینا کامپولوتر غیر اسلامی شون منزل تشریف نداره. بهمراه داشتن هرنوع ابزار برنده یا آتشزا جرم محسوب می شود و با مجرم به طور دلخواه برخورد خواهد شد.

در پایان برای همه ی بروبچ غایب طلب مغفرت می کنم. 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:7  توسط آکام  | 

~ ~ ~
یکشنبه 5 شهریور1385
دیروز تولد دوست گلمون لیلا صمیمی بود  اما چون اینترنت نداشتیم با یه روز تاخیر بهش تبریک میگیم.

از طرف همه: لیلا جون تولدت مبارک  

_00____00___00000____0000000___0000000___00____00_
_00____00__00___00___00___00___00___00____00__00__
_00000000__0000000___000000____000000_______00____
_00____00__00___00___00________00___________00____
_00____00__00___00___00________00___________00____

_0000000____00___0000000 ___0000000 ___00____00
_00___00____00___00___00 ___0000000 ___00____00
_000000_____00___0000000______00______00000000
_00___00____00___00_000_______00______00____00
_0000000____00___00___00______00______00____00

_00000______000000_____00____00__
_
00__00____00____00_____00__00___
_00___00___00000000_______00_____
_00__00____00____00_______00_____
_00000_____00____00_______00
_____

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 18:10  توسط آکام  | 

~ ~ ~
چهارشنبه 1 شهریور1385

سلام به بر و بچ خوابگاهي، از خوابگاه اين وري گرفته تا اون وري و اون ورتريها.

ما بروبچ خوابگاه اين وري تصميم گرفتيم كه يك وبلاگ بزنيم و اين كارو كرديم. مي­دونيد برا چي؟ الان براتون مي­گم.

بچه­ها يه سؤال!

 چند قطره مايع وقتي كنار هم قرار بگيرند، چيكار ميكنند؟

 پاسخ خيلي ساده­ست. يك قطره واحد ولي بزرگتر رو تشكيل ميدن.

ولي اگه چند تكه سنگ كنار هم باشن، هر چقدر هم اونارو به هم نزديك كنيم، بازم يكي نمي­شن.

اين قاعده كلي طبيعته. هر چه موجودات سخت­تر و قالبي­تر باشن وبه كليشه­ها و قالباشون بيشتر چسبيده باشن، انعكاس تصوير موجودات اطراف در درونشون مشكلتر مي­شه و احتمال يكي شدن و بزرگتر شدنشون هم كمتر. ولي اگه موجودات نرمتر و انعطاف پذيرتر باشن، آمادگي و استعدادشون برا بزرگتر شدن و جذب شدن تو اجتماع بيشتر مي­شه. درسته؟

اما يه سؤال ديگه!

 شما چيزي سرسخت­ تر از آب سراغ دارين؟!

 يه سنگ بزرگ كه از كوه سرازير مي­شه اگه تو مسيرش با مانع و سنگ استوار ديگه­­اي برخورد كنه ، اونقدر اونجا مي­مونه تا مانع خودش از سر راهش كنار بره، ولي آب نه. آب به محض اينكه به مانع استواري برخورد كنه، اول سعي مي­كنه اونو با جريان طبيعي با خودش همراه كنه و اگه نشد سعي ميكنه اونو جا بذاره و ازش عبور كنه و از ريزترين شكافهاي اون فرار كنه و اگه نتونست، اونو دور ميزنه و اگه بازم نتونست اونقدر پشت سنگه مي­ايسته و با آبهاي پشت سرش يكي مي­شه تا به اندازه كافي نيرو جمع كنه تا سنگ رو به جلو هل بده يا از روش عبور كنه.

ما هم بايد مثل آب جاري سهم خودمونو از جاده­هاي سر راهمون بگيريم. يكي از اون جاده­ها خوابگاه ست .

 

يادمه روز اولي كه اومدم خوابگاه، خيلي شرايط بدي داشتم.موقع جدا شدن از پدر و مادرم يسره گريه مي­كردم.

همون موقع يه دختر خانومي اومد جلو و گفت: "حتماً ورودي جديدي. چرا گريه مي­كني؟ چشم به هم بزني ميگذره و تموم مي­شه. تازه بعدش كه تموم شد ناراحتم مي­شي."  تو دلم گفتم:" چقدر اين دختره خوشحاله؟!" اما حالا كه سه سال از اون موقع ميگذره، ميبينم راست مي­گفت. درسته ماههاي اول همش گريه بود ولي بعدش كم كم عادت كردم.

خوابگاه گذشته از مشكلاتش قشنگيهاي خاص خودشو داره. يه بچه خوابگاهي طعم يه زندگي مستقل از خانواده رو ميچشه و بهتر از يه كسي كه همش پيش خانواده­اش بوده ميتونه رو پاش وايسه.زندگي تو خوابگاه يعني زندگي كنار دوستا، جوك گفتن، خنديدن با هم و...

حتي سكوتي كه آخر هفته خوابگاه رو فرا مي­گيره، زيباست. الان كه برام اين روزها كم كم داره تموم مي­شه ، شايد خوشحالم ولي بيشتر ناراحتم. اي كاش قدر اين فرصتها رو بيشتر مي­دونستم. وقتي بچه­ها پيشنهاد اين وبلاگ رو دادند با خودم گفتم مي­تونه فرصت خوبي برا جبران سالهاي از دست رفته خوابگاهي، باشه. دوست دارم حداقل اين آخر عمري كارمفيد (به نظر خودم مفيد) هرچند ناچيز انجام داده باشم.

اينم بگم ما نيومديم اينجا به كسي بد بگيم چون هممون اينو ميدونيم كه وقتي فردي با يه انگشت به شخص ديگه­اي اشاره مي­كنه بايد بدونه كه سه انگشت ديگش به سمت خودش برگشته.

بچه­هاي خوابگاهي و غير خوابگاهي بايد بدونيم كه ما هممون اومديم استوارانه آب بمونيم و يخ نزنيم. هميشه فرصت جاري شدن و با دريا ملاقات كردن، هست. ما جستجوي سرسختي و استواري در دل نرم و انعطاف پذير رو، بايد به بچه­هاي بعد خودمون منتقل كنيم.

  بياييد زيباييهاي اطرافمان را ببينيم، آنها را بزرگ كنيم و زيباتر زندگي كنيم.

 

در پايان اين نوشته هم از همتون معذرت مي­خوام كه چشماتونو خسته كردم .

 

منتظر ايده ها ونظراتتون هستيم.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:51  توسط شوکا  | 

~ ~ ~