تبليغاتX
خوابگاه این وری
سه شنبه 18 اردیبهشت1386
وقتی میان ترم شبکه گند می زنی ....

وقتی پروژه ریز هیچ کاری نکردی و پیمان هی بهت گیر میده که ایده بده ...

وقتی پیش مشحون معروف شدی به کپ زدن ....

 وقتی ۲ خرداد ارائه آزسیستم داری و درست همون روز خونوادت از مکه میان و باید بری شهرستان ....

 وقتی گوشواره ای که تازه کادو گرفتی رو تو یه روز پر کار که تمام تهران رو زیر پا گذاشتی گم میکنی ...

 وقتی دوباره میشی مسئول سایت و مدیریت کل سایت رو به عهده ات میذارن ...

 وقتی هی میرآفتاب و ترابی برای انجمن ورزشی بهت گیر میدن و مسابقه طناب کشی و نمی دونم منچ و مارپله و پرش با اسب میخوان تو خوابگاه برگزار کنن و بعدش هم  لباس بنجول هایی که تو انبار خاک گرفته رو جایزه بدن...

وقتی از طرف کانون ایران شناسی به بهانه گلاب گیری می برنت کاشان اما سرت گول می مالن و از آبشار نیاسر سر در میاری و جلو مهمونت ضایع میشی ...

 وقتی تمرین والیبال نمیری و هی مجبوری از مربی فرار کنی ....

 وقتی نمیتونی مثل آکام اختراع کنی و به پوچی میرسی ...

 وقتی یه اخمخ (احمق) نشسته بغل دستت و هی میگه که دماغم کج شده یا نه ؟ و تو مجبوری که بگی نه زیاد تابلو نیست...  

چطور انتظار دارین وقتی از خیابون رد میشم یه زیر دریایی از آسمون نیفته رو سرم ....

آخه این چه زندگیه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 18:53  توسط چاق++  | 

~ ~ ~