تبليغاتX
خوابگاه این وری
یکشنبه 30 اردیبهشت1386
از مرداد 85 شروع شد، اونوقتا که جمیعاً واسه کارآموزی خوابگاه مونده بودیم، اونوقتا که بالای بلوک۸ رو گرفته بودیم، اونوقتا که بابامینا منو به فرزندی قبول کرد، اونوقتا که گرمتر بود، هم هوا و هم خودمون با هم دیگه!  یه تصمیم یهویی شد و خیلی ها گفتن بزن قدش، چاق++، دختر دایی، بابامینا، خانم عالی(یا همون مریم گلی)، شوکا، پت و مت و دیگران. یه سری نیمه راه بودن، یه سری هم نیومده برگشتن، یه سری هم دزدکی میان و میرن! یه سری هم اصلاً این صفحه رو، مخصوصاً تو دانشکده، به کل باز نمی کنن که نکنه یه وقت ملت ببینن و فکر کنن که طرف آکامه یا چاق++ !! یکی نیست بهشون بگه به جون عمه ام اینا دیگه همه ی وبلاگ خونای دانشکده می دونن چاق++ کیه آکام کیه!

...

ترم بعد خیلی ها نیستن. نمی دونم خوابگاه این وری بدون مثلاً بابامینا چه رنگی میشه؟ شاید همین رنگی بمونه ولی فک کنم کم رنگ تر شه.

همون مرداد ۸۵ یه تصمیم دیگه هم گرفتیم، می خواستیم یه قرار دسته جمعی بذاریم که چند سال دیگه که احتمالاً هیچکس نمی دونه اون یکی کجاست، ... همین دیگه! ببینیم همدیگه رو.

حالا من تاریخ و مکانش رو پیشنهاد میدم اگه خواستین بگین جابجا کنیم:

جمعه ی اول اردیبهشت ۸۹ (نمی دونم چه روزی میشه) ساعت ۱۰صبح جلو در خوابگاه اینوری

(فوقش تا ۱۰:۳۰ منتظر می مونیم. دیر نیاین ها! یعنی چندتاتون ممکنه بیاین؟!)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

من دیگه این جا کاری ندارم، از این به بعد اینجا می نویسم.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 16:51  توسط آکام  | 

~ ~ ~